اي كسي كه بدون تو زندگي را با همه ي
زيبايي هايش براي لحظه اي نه چندان
ناچيز هم نمي خواهم اي كسي كه زندگي
را در چشمان بهاريت معنا ميكنم
كاش ميدانستي اين قلب كوچك و عطش
زده ام چگونه با ديدارت بال وپري
براي رهايي مي يابم بدون تو
برگي در خران زندگيم.برگي خزان
ديده در بهار زندگي برگي زردو
خشكيده كه با تلنگري زندگي را
بدرودخواهد گفت ورفتنت مانند طوفان است
كه هرگز مرا بر روي شاخه باقي نخواهد
گذاشت پس با من بمان كه تو تنها روياي
سبز خزان ديدهام هستي