تبليغاتX
دیدار اخر


دیدار اخر

 

.:: توضیحات ::.

سلام امدن شما را به وبلاگم خوشامد میگویم امیدوارم با دیدن وبلاگم خوشحال بشید فقط نظر یادت نره شما ميتوانيد قشنگترين جملات عاشقانه ي خود را در نظرات به ثبت برسانيد تا من انها را در وبلاگم با اسم خودتان به ثبت برسانم


 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

بهمن 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

 


.:: پیوندها ::.


بهشت زميني
قوقولي قو قو
سرنوشت
جواهري در قصر يانگوم
دشتی پراز خیال



.::
قالب از ::.

 

نازنین

www.Naazanin.Com


 


 

    

  
 
 لینک نوشته - مریم - جمعه دوازدهم بهمن 1386
   

 

 


 

    



 

  
 
 لینک نوشته - مریم - جمعه دوازدهم بهمن 1386
   

 

 


 

    

در عزاي عشق نشسته ام و هيچ نمي گويم

اما همه ميگويند هي فلاني عاشق است

  
 
 لینک نوشته - مریم - دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
   

 

 


 

    

  
 
 لینک نوشته - مریم - دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
   

 

 


 

    

اي كسي كه بدون تو زندگي را با همه ي

زيبايي هايش براي لحظه اي نه چندان

ناچيز هم نمي خواهم اي كسي كه زندگي

را در چشمان بهاريت معنا ميكنم

كاش ميدانستي اين قلب كوچك و عطش

زده ام چگونه با ديدارت بال وپري

براي رهايي مي يابم بدون تو

برگي در خران زندگيم.برگي خزان

ديده در بهار زندگي برگي زردو

خشكيده كه با تلنگري زندگي را

بدرودخواهد گفت ورفتنت مانند طوفان است

كه هرگز مرا بر روي شاخه باقي نخواهد

گذاشت پس با من بمان كه تو تنها روياي

سبز خزان ديدهام هستي

  
 
 لینک نوشته - مریم - دوشنبه پنجم شهریور 1386
   

 

 


 

    



  
 
 لینک نوشته - مریم - دوشنبه پنجم شهریور 1386
   

 

 


 

    




خدایا :

آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت

خواهشی دارم تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار

بنام کاتب سرنوشت

وقتی تو را دیدم انفجاری عظیم در من رخ داد که باعث شد در یک نگاه کوتاه و گذرا حرارت و گرمایی لطیف سرتاسر وجودم را در بر گیرد . ابتدا گمان کردم که در این سرمای پاییزی این خورشید است که تنم را گرم   می کند تصمیم گرفتم با گردش در اطراف آن حرارت تنم را دو چندان کنم ولی نشد گویی این گرما سالهاست که با من است . بعد از اینکه به منشأ و مبدأ این احساس پی بردم انتهای آن را تصویری زیبا از رخ تو مزین کرده بود پس تصمیم گرفتم خودم را به این تصویر زیبا نزدیک کنم شاید با دیدنت این صمیمیت در من شدت یابد پس این آغازی بود برای همگام شدن در مسیر پر ماجرای عشق ....

  
 
 لینک نوشته - مریم - جمعه دوم شهریور 1386
   

 

 


 

    



  
 
 لینک نوشته - مریم - پنجشنبه یکم شهریور 1386
   

 

 


 

    

  
 
 لینک نوشته - مریم - پنجشنبه یکم شهریور 1386
   

 

 


 

    

  
 
 لینک نوشته - مریم - جمعه بیست و ششم مرداد 1386